مقالات صنایع دستی
صفحه نخست / مقالات صنایع دستی / بررسی نسبت صنایع دستی و اشتغال روستایی( قسمت دوم)

بررسی نسبت صنایع دستی و اشتغال روستایی( قسمت دوم)

  اشتغال‌ زایی اشتغال‌زایی یکی از مشکلات فراروی هر جامعه است و از آنجا که بیکاری معضلات عظیم اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد، لذا توجه به رفع این مشکل در رأس برنامه‌های اقتصادی دولت‌ها قرار دارد. آنچه در این راستا مهم است اولویت بخشیدن برنامه‌های حمایتی دولت‌ها برای جهت‌دهی به آن دسته از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی است که نیل به این هدف را در کوتاه‌ترین زمان و کمترین هزینه میسر می‌سازد. با توجه به کاهش منابع درآمد ملی ایران، که اساسا متکی به درآمد حاصل از صدور نفت بوده، و شدت یافتن آهنگ رشد جمعیت که تعداد متقاضیان در بازار کار را هر ساله به طور روزافزونی در این کشور افزایش می‌دهد، در حال حاضر اولویت‌ها ایجاب می‌کند، صرف نظر از طرح‌های زیربنایی و اساسی کشور، در زمینه‌ی تولید روی طرح‌ها و پروژه‌های کاربر یا کارطلب بیشتر تکیه داشته باشیم تا طرح‌هایی که عمدتا سرمایه‌بر و به ویژه ارزبر می‌باشند. در این راستا صنایع دستی با توجه به ویژگی‌هایی که دارد شاید بیش از هر فعالیت تولیدی دیگری با شرایط موجود مطابقت داشته باشد (نگارچی، جاودان و مهرجردی، رونق صنایع دستی راهکاری جهت توسعه‌ی اقتصادی، ص۵). صنایع دستی با اشتغال در خارج از فصل برای اعضای جوامع کشاورزی این امکان را فراهم می‌کند تا درآمد خود را تکمیل کنند. مهم‌تر این که، این صنایع اشتغال و فرصت‌های درآمدی مورد نیاز زیادی را برای افرادی که به طور سنتی از اقتصاد محلی محروم‌اند، مانند نان، اعضای اقلیت‌های قومی، جوانان، کارگران غیرماهر، افراد معلول و سالمند، فراهم می‌کنند (رستمی. مصطفی، بررسی وضعیت اشتغال زنان استان مازندران در بخش صنایع دستی منطقه‌ی شاخص: شهرستان ساری، شماره‌ی ١٣، ١٣٨٣). توسعه‌ی بخش صنایع دستی همچنین می‌تواند به کاهش مهاجرت روستاییان به شهرها کمک کند که بسیاری از کشورها را با ازدحام بیش از حد در شهرها و ناتوانی برای ایجاد فرصت‌های شغلی و افت ناشی از آن برای اقتصاد روستایی، به ستوه آورده است.   صنایع دستی، اشتغال‌زایی و توسعه‌ی روستایی با توجه به خشکسالی‌ها و کم‌آبی‌ها در سال‌های اخیر و با توجه به برآوردهایی که توسط کارشناسان صورت گرفته، توسعه‌ی روستایی نخواهد توانست تنها با تکیه بر توسعه‌ی کشاورزی محقق شود. از طرفی دیگر صادرات مواد خام و نیز صادرات نفتی به دلیل اتمام‌پذیری خود نخواهند توانست موجب توسعه در مقیاس کلان کشوری شوند. ای.اف.شوماخر، اقتصاددان بریتانیایی، در کتاب «کوچک زیباست» خود توسعه‌ی صنایع کوچک را بهترین راه کاهش فاصله‌ی کشورهای شمال-جنوب (ثروتمند-فقیر) می‌داند. شوماخر در تحلیلی دیگر اظهار می‌کند که دلیل توسعه‌نیافتگی کشورهای جهان سوم، تاکید بیش از اندازه بر صنایع بزرگ و عظیم است (گل‌محمدی، فرهود، توسعه‌ی صنایع دستی و فناوری متوسط با هدف گسترش توریسم و اشتغال پایدار روستایی، ص٨٨، ١٣٨٩). شوماخر ویژگی‌های صنایع کوچک و دلایل توجه به آن‌ها را در کشورهای جهان سوم موارد زیر بیان می‌کند: • صرفه‌جویی در مصرف سرمایه • اشتغال‌زایی فراوان • تامین تعادل‌های اجتماعی و منطقه‎ای از طریق جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها • افزایش ارزش صادرات • وابستگی ناچیز به محصولات خارجی و صرفه‌جویی در استفاده از ارز خارجی • توسعه‌ی صنعت توریسم • درون‌زا کردن دانش فنی تولید • پر کردن حلقه‌های مفقود فرآیند تولید • تسهیل در رقابت • تشویق فرهنگ سرمایه‌گذاری • پرورش مدیران، کارآفرینان و کارگران صنعتی • توجه به محیط زیست • کمک به توزیع عادلانه‌تری درآمد • تسریع در زمان بهره‌برداری و توجه به هزینه‌ی فرصت سرمایه • معرفی فرهنگ غنی کشورها. تجارب کشورهای موفقی چون چین و هند می‌تواند چراغ راه توسعه‌ی روستایی کشورمان از طریق صنعتی کردن روستاها باشد. استراتژی صنعتی کردن روستاها می‌تواند از طریق صنایع خُردی چون صنایع دستی صورت گرفته و به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد خود می‌توانند منجر به خودکفایی، اشتغال‌زایی و نیز کسب درآمد و در نتیجه بهبود شرایط زندگی روستاییان و عدم مهاجرت روستانشینان به شهرها شده و بدین طریق موجبات توسعه‌ی پایدار روستایی را فراهم سازند. بنابراین صنایع دستی به عنوان یک هنر-صنعت بسته به نوع اقلیم هر منطقه بوده و در نواحی خشک‌تر به صورت صعنتی‌تر از نواحی دیگر نمایان می‌شود. میزان درآمد حاصله از تولیدات صنایع دستی در هر ناحیه متفاوت است، این محصولات در برخی مناطق تنها برای مصارف شخصی روستاییان تولید شده ولی در برخی مناطق دیگر به عنوان عامل اصلی کسب درآمد (مانند قالی بافی و گلیم) محسوب می‌شود. تحقیقات نشان داده است که رابطه‌ای مستقیم بین تولید صنایع دستی، کارآفرینی، کسب درآمد و توسعه‌ی روستایی وجود دارد. در ایران به دلیل فراوانی مواد اولیه، پیشینه‌ی هنرهای صناعی و نیز تنوع و زیبایی آن در جذب مخاطبان، صنایع دستی توانسته است که عاملی موثر در اشتغال‌زایی و جذب نیروی کار باشد. بر اساس آمار موجود، در ایران و در مناطق گوناگون کشور بیشتر از شش میلیون نفر به انواع رشته‌های صنایع دستی اشتغال دارند. در روستاهای کشور نیز صنایع دستی به ویژه در زمستان‌ها که کشاورزی چندان صورت نمی‌گیرد، رواج بسیاری داشته و منبع کسب درآمد بسیاری از روستاییان است. تولیدات محصولات صنایع دستی در واقع مکمل فعالیت‌های کشاورزی و دامداری روستاییان است که ارزش افزوده‌ی بسیاری را با خود به همراه می‌آورد. یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین فرآورده‌های صنایع دستی ایران قالی و یا همان فرش بوده و به همین دلیل در روستاهای بسیاری کارگاه‌های قالی بافی دایر گشته و یا در داخل خانه‌ها دارهای قالی برپا است. وزارت جهاد سازندگی طی دو دهه‌ی گذشته، حوزه‌ی صنایع دستی را با هدف توسعه‌ی پایدار روستاها برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی روستانشینان، تولید و تامین بخشی از کالاهای مورد نیاز کشور و نیز کمک به افزایش صادرات غیر نفتی مورد توجه ویژه‌ی خود قرار داده است. توسعه‌ی پایدار و بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی روستاییان، از طریق جلب مشارکت مردمی در سرمایه‌گذاری برای توسعه‌ی صنایع دستی، اشتغال‌زایی و افزایش درآمد روستاییان، بهره‌برداری بهینه از امکانات و ظرفیت‌ها در مناطق روستایی، ارتقای دانش و مهارت فنی روستاییان و نیز پشتیبانی از فعالیت‌های کشاورزی صورت می‌گیرد. دولت‌ها در صورت برنامه‌ریزی‌های درست و اصولی، و با وام گرفتن تجربیات از کشورهای موفق در این زمینه می‌توانند با سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه در حوزه‌ی صنایع دستی برای جمعیت زیادی از افراد اشتغا‌ل‌زایی کرده و از مهاجرت آنان به ویژه جوانان به دلیل بیکاری به شهرهای بزرگ جلوگیری به عمل آورند. در نهایت دولت‌ها باید به این نکته توجه کنند که از سرمایه‌ها، منابع و بودجه‌ی محدود کشور برای ایجاد فرصت‌های کاری بیشتر استفاده کرد و به این طریق افراد بیکار بیشتری را شاغل و به کار مولد وا داشت، تا بدین وسیله موجبات رشد و ترقی افراد، بهبود شرایط و کیفیت زندگی آنان، افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه‌ی کشور فراهم شود. کاهش نرخ بیکاری از قبل صنایع خردی چون صنایع دستی خواهد توانست به برقراری عدالت اجتماعی بین روستانشینان و شهرنشینان کمک کرده و از عواقب بیکاری مانند طلاق، اعتیاد، بزهکاری و نیز مهاجرت یکطرفه از سمت روستاها به شهرها جلوگیری به عمل آورد. در انتها لازم به ذکر است که توجه به صنایع دستی به عنوان یک فعالیت اقتصادی و تولیدی در کنار اشتغال‌زایی برای روستاییان، مشاغل کاذبی چون واسطه‌گری را نیز رواج می‌دهد. روستاییان به دلیل مشکلات جغرافیایی مانند دوری از بازارهای فروش محصولات صنایع دستی و یا عدم آگاهی مناسب از بازاریابی و یافتن خریداران مشتاق، به ناچار محصولات دست‌ساخته‌ی خود را به واسطه‌ها و دلالان می‌فروشند. واسطه‌گرها از این موقعیت نهایت استفاده را برده و حاصل دست‌های رنج‌دیده و زحمت‌کشیده‌ی هنرمندان روستایی را که عمدتا از زنان و کودکان روستایی تشکیل شده است به بهای ناچیزی خریداری کرده و در بازارهای داخلی و خارجی به قیمت گزافی به فروش می‌رسانند. روستاییان نیز به دلیل فقر و عدم دسترسی به بازارهای پر رونق فروش محصولات خود، توانایی مقاوت در برابر قیمت‌های پیشنهادی واسطه‌گرها را نداشته و به این صورت سود بسیار اندکی از آنچه که نماد هنر و فرهنگ و تمدن کهن این سرزمین است و از جان و روح خود در آن نقش بسته‌اند، به دست می‌آورند. بنابراین اگر چه رواج و سرمایه‌گذاری دولت‌ها در مناطق روستایی و در زمینه‌ی تولید محصولات صنایع دستی، در ارتقای کیفیت و شرایط زیستی و اقتصادی روستاییان تاثیر گذار بوده و از طریق اشتغال‌زایی برای روستانشینان سطح درآمد هر خانوار افزایش می‌یابد، ولی عدم توجه به مدیریت و نظارت بر مراحل فروش و نیز عدم حمایت از روستاییان برای یافتن بازارهای مناسب فروش محصولات تولیدی‌شان منجر به این می‌شود که رنج و زحمت فراوان روستاییان بهره و ثمری در خور خود نداشته باشد